حديث نفس در سينماي دفاع مقدس
عليهاالسلام سينمايى را كه اكنون در كشور ما خود را موقوف به جنگ كرده است نبايد مشمول عنوان كلى «سينماى جنگ» دانست
اگر جنگ ما نيز از زمره جنگهايى بود كه در اين قرون اخير در كره زمين رخ داده است، بنده خود از نخستين كسانى بودم كه از نظر گاهى مخالف با جنگ فيلم مىساختم.
شهيد سيد مرتضى آوينى
سينماي دفاع مقدس را ميتوان مطمئنا منحصر به جنگ تحميلي ايران و عراق دانست. سينماي شكل گرفته پيرامون مساله دفاع مقدس برگرفته از همين واقيت جنگ تحميلي است. سينماي دفاع مقدس را نبايد با سينماي جنگ يكسان دانست، سينماي جنگ ملزومات و ساختارها و غالب هاي خاص خودش را دارد كه سينماي شكل گرفته با عنوان سينماي دفاع مقدس هيچ يك از آنان را نمي پذيرد.
سينماي دفاع مقدس به دليل اهميت بسيار بالاي موضوع و مسئله اصلي كه حول آن شكل گرفته است و از طرف ديگر بدليل مخاطب خاصي كه دارد و الزاما مخاطبان آن مخاطب سينما نيستند كه نگاهشان به فيلم بعنوان يك اثر هنري و سينمايي باشد، در واقع مخاطب سينماي دفاع مقدس را ميتوان در بيشتر موارد مخاطب دفاع مقدس خواند نه مخاطب سينما و از اينرو مساله حديث نفس در آثار سينمايي دفاع مقدس جاي بحث دارد و اينكه آيا حديث نفس در سينماي دفاع مقدس نيز مانند ديگر ژانر هاي سينمايي به بهتر شدن فيلم كمك ميكند و بايد از آن به بهترين شكل استفاده كرد و يا اينكه حديث نفس در سينماي دفاع مقدس اين آثار را از آنچه كه بايد باشد و از واقعيت دور ميكند و در واقع آيا ميتوان حديث نفس را مرز سينماي دفاع مقدس و سينماي جنگ خواند يا خير؟
مقدمه
سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی با یک تحول انقلابی در شکل و محتوا مواجه شد بطوریکه هویت سینمای ملی ایران را بطور کامل دگرگون کرد. بحث پیرامون تاثیرات انقلاب اسلامی بر سینما بسیار مفصل و طولانی است که جای آن در اینجا نیست و فقط خلاصه وار نکات قابل توجه را ذکر میکنم.
دفاع مقدس به عنوان يك رويداد مهم و سرنوشت ساز فضای فرهنگی - اجتماعي ـ سياسي سينماي ايران را تحت تأثير قرار داد، سينمايي رو به افول كه متأثر از واقعه اي بود كه لازمه پرداختن به آن در مرحله اول آشنايي با مقوله سینمای جنگ به عنوان گونه ای پرتحرک و حادثه ای در سینمای جهان و آشنایی با قواعد حاثه پردازی در این سینما بود.
اساس شکل گیری ژانر جنگ بر دو پایه است:
اول ، نگاه به ژانر جنگ از روی اكشن و قدرت تعلیم دیدگی و بازوان سترگ سربازان و تكاوران و نمایش صحنه های حماسی
دوم ، مذموم بودن كشتن نفوس انسان ها
بطور مشخص در جنگ جهانی اول فیلمهایی از دسته اول را شاهد بودیم و در جنگ جهانی دوم فیلمهایی که در مورد متفقین ساخته شدند بیشتر از نوع اول و فیلمهایی هم که در مورد متحد ین و نازیها تولید شدند بر پایه دوم استوار بودند.
سينماي جنگ
ژانر جنگ، همواره یکی از ژانرهای جذاب و مهم سینما به شمار می رود . با شروع جنگ جهانی این ژانر فعالیت خود را با جدیت بیشتری ادامه داد و تا کنون آثار زیادی در این زمینه ساخته شده است
آثاری مثل (( در جبهه غرب خبری نیست )) ساخته لوئیس مایلستون فیلمساز توانای آمریکایی که با این فیلم در سال ۱۹۳۰موفق به کسب جایزه اسکار نیز شد . یا فیلم ((راه های افتخار )) ساخته استنلی کوبریک کارگردان صاحب سبک سینما . کوبریک در این فیلم عده ایی سرباز را نشان میدهد که دولت فرانسه شکست در عملیاتی را به گردن آنها انداخته است و همچنین فیلم ((جوخه )) اثر الیور استون که از تحسین برانگیز ترین آثار سینمای جنگ می باشد . فیلم های دیگری نیز نظیر(( نجات سرباز رایان)) ،(( غلاف تمام فلزی)) ، ((صلیب آهنی)) و ... ساخته شده اند که همگی در بردارنده وقایع و اتفاقات تلخی از جنگ می باشد .
در فیلم جنگی، سربازان جنگ یك كشور، قهرمان جلوه می نمایند و در فیلم دیگر، سربازان یا چریك های كشور مقابل افرادی مظلوم و قهرمان به تصویر كشیده میشوند و در هر صورت، همه گونه های جنگی سینما به حالات، حركات، كنش ها و واكنش های جبهه متجاوزین یا جبهه مورد تجاوز قرار گرفته، می پردازند.
سينماي دفاع مقدس
سینمای دفاع مقدس را هم میتوان از جنبه فیلمهایی که در آن ساخته شده است که مطابق با یک زمانبندی تاریخی نیز هست به دو دسته کلی تقسیم بندی کرد :
سینمای دفاع مقدس با شروع جنگ تحمیلی فعالیت خود را آغاز کرد و توانست به سرعت در بین مردم به محبوبیت برسد . اکثر فیلم هایی که در اوایل جنگ تحمیلی ساخته می شد با هدف تقویت روحیه عمومی مردم شکل میگرفت به گونه ایی که موضوع اکثر آنها شبیه به هم بود به صورتی که گروهی ارتشی به خاک دشمن نفوذ کرده و پس از نابود کردن تجهیزات آنها با کمترین تلفات به کشور باز می گشتند . البته این عمل در آن برحه زمانی بسیار قابل تحسین بود چون همانگونه که در بالا ذکر شده ساخت اینگونه فیلم ها برای بالا بردن روحیه مردم بسیار لازم بوده است . فیلم هایی مثل(( پایگاه جهنمی)) ،(( عقاب ها)) ،((برزخی ها)) ، ((گذرگاه)) و .... از این نوع فیلم ها بودند.
بعد از سپری شدن سال های پر التهاب اولیه جنگ تحمیلی دیدگاه فیلم سازان نسبت به مقوله جنگ عوض شد و فیلم سازان جوانی روی کار آمدند . حاصل این دوران را می توان در فیلم هایی مثل(( دیار عاشقان)) ، ((پرواز در شب)) ،(( دیده بان)) ،(( مهاجر)) و ... مشاهده کرد که بعضاً با استقبال مردم نیز مواجه می شدند . این آثار
واقعیات جنگ ، رشادت ها و ایثارهای رزمندگان ایرانی را به خوبی نشان می دهد و به جنبه معنوی دفاع مقدس نیز می پردازد. در واقع گام اول در سینمای دفاع مقدس را آنهایی برداشتنتد که یا از سینمای گذشته قدم به امروز گذاشتند و یا در سینمای بعد از انقلاب شروع به کار کردند.
در مجموع در سال 60 حدود هفده فیلم ساخته شد که فقط دو فیلم از این میان به دفاع مقدس پرداخته بودند. به تدریج و در سال های بعد به کمیت فیلم هایی که در رابطه با جنگ ساخته شد افزوده شد.
نقطه آغاز سینمای دفاع مقدس فیلم دیده بان حاتمی کیا بود. حاتمی کیا، اولین فیلم سازی است که در سینمای دفاع مقدس شخصیت پردازی واقع گرایانه را در میان نیروهای خودی جدی گرفت.
با پایان جنگ تحمیلی فیلم سازان جنگ امکانی برای پرداختتن به برخی از واقعیت ها و شخصیت های خاص جنگ ها، شکست ها و پیروزی ها را به دست آوردند و سینمای جنگ یک دگرگونی مضمونی و محتوایی را تجربه کرد.
اهمیت سینمای دفاع مقدس
نماد سینمای ملی و فیلمسازی ایرانی و وجود نماد و نشانه های هویتی ملی – مذهبی در ژانر دفاع مقدس بسيار واضح تر و نمايان تر از ديگر ژانر هاي كار شده در سينماي ايران است و همچنين نقطه آغاز شکل گیری و شروع خلاقیت نسل جدید و جوان فیلمساز بعد از انقلاب اسلامی و نقطه اشتراک نظام جمهوری اسلامی و فیلمسازان قبل از انقلاب برای پراختن به موضوع دفاع مقدس بعنوان فیلم سینمایی در همين ژانر و آثار سينمايي دفاع مقدس ديده ميشود.
مسئله جنگ و دفاع مقدس به دليل تحميلي بودن آن و مطرح شدن مسئله دفاع و حفظ ناموس و مملكت باعث شده بود تا تمامي فيلمسازان و هنرمندان به هر شكلي با اين مسئله درگير شوند چرا كه ديگر جنگ با تمام وجوه زندگي مردم جامعه پيوند خورده بود. از زن و بچه گرفته تا پير و جوان همگي خواسته و نا خواسته درگير مسئله جنگ بودند كه ديگر با زندگي روزمره آنان پيوند خورده بود و فيلمسازان و هنرمندان اگر دغده آرمانهاي دفاع مقدس را هم نداشتند به دليل مواجه بودن با اين مسئله به اين موضوع پرداختند.
آغاز و شکل گیری مباحث هنر دینی و سینمای بومی با چشم انداز جهانی نيز در اين ژانر كليد خورد و دفاع مقدس مسئله اي براي طرح و آغاز اين جريان شده بود و در واقع مسئله دفاع مقدس به دليل ايراني بودن و كاملا بومي بودن آن اذهان را به سمت هنر بومي و هنر ديني سوق داد.
تفاوت های فیلم جنگی و فیلم دفاع مقدس
رزمندگان دفاع مقدس از جنبه روحی و شخصیتی مقدسین مردم بودند. اینها شهادت را نه به دلیل اینكه اگر خود نمیرند دشمن آنها را میكشد و نه به دلیل آن كه خانه و مزرعه شان توسط دشمن ویران شده است و نه به دلیل اجتناب ناپذیر بودن جنگ در دفاع از خانه شان انتخاب کرده بودند بلکه آن را یک امر معنوی و ماورایی میپنداشتند
سینمای دفاع مقدس علاوه بر وجود مقدساتی از قبیل اسلام، میهن، ولایت، جهاد، شهادت و... بدلیل وجود سربازان و جنگاورانش مقدس است.(آويني 1369)
تفاوت نوع نگاه مردم پشت جبهه که تاثیر بسیار زیادی هم بر فیلم دارد در دفاع مقدس و دیگر جنگ ها
مردم ایران بدلیل نگاه ماورایی و معنوی به جنگ بعنوان جهاد و شهادت به جبهه ها اعزام میشدند و از همین روی مردم خراسان و مازندران و... که بسیار هم از منطقه جنگی دور بودند بیشتر از خود مردم خوزستان و کردستان و... عازم جبهه ها میشدند
رزمندگان حاضر در جبهه ها که عملا کارکتر های اصلی فیلمهای جنگی و دفاع مقدس نیز میباشند بدلیل دید قدسی و معنوی که در آنها وجود داشته عملا مضمون فیلم را هم به موضوعات معنوی و دینی سوق میدهند که در نتیجه اکثر فیلمهای دفاع مقدس به نوعی با سینمای دینی و معنا گرا نزدیکی پیدا میکند و گره میخورد در صورتی که در فیلمهای جنگی چنین مساله ای الزامی ندارد
فیلم دفاع مقدس اگر بخواهد بعد از جنگ و یا در زمان جنگ هم به مسائل اجتماعی و پس زمینه های جنگی و اثرات آن هم بپردازد به ناچار با مردمی طرف است که خود یا در همین جنگ با همین نوع نگاه حضور داشته اند و یا با همین دید عزیزانشان را به جبهه ها فرستاده اند و یا با آن همراه بودند و لذا دوباره همین سبقه معنوی و قدسی در آن نمایان میشود در صورتی که در فیلم جنگی نزدیکترین موضوع به این جریان را میتوان سینمای دفاع نامید که تنها نشان دهنده مظلومیت و ناچار شدن مردم در برابر هجوم را نام برد که بارزترین نمونه های آن در مورد جنگ جهانی دوم و هجوم وحشیانه نازیها قابل مشاهده است
سینمای جنگ، هم كشتن دارد هم كشته شدن، عین جنگ، امّا هم كشتن رزمندگان ما با دیگران فرق داشت و هم كشته شدن آنها، این جا كسی برای لذّت انتقام و خالی كردن گرفتگیهای روحی شلیك نمیكرد و هنگام رفتن از این دنیا با حسرت از آن جدا نمیشد.( آويني 1378)
هرچند وجه حماسی جنگ بسیار مهم است اما یك بسیجی داوطلب كه چون شیر میجنگد و به مرگ لبخند میزند، با یك سرباز ویتنامی كه دلی پر از كینه از سرباز آمریكایی دارد و شجاعانه میجنگد و همچنین شجاعت یك تكاور آمریكایی كه مست قدرت بازو و اسلحه و احتمالاً شراب انگور است و هر سه شجاعانه میجنگند قابل مقایسه نیستند و در این بین تفاوتی وجود دارد كه همان تفاوت سینمای روایتگر دفاع مقدسمان است، با دیگر روایتها از جنگ و دفاع، هر سه شجاعند، هر سه میدانند هر لحظه ممكن است مرگ آنها را در آغوش گیرد، هر سه خوب می جنگند؛ اما روحیات و انگیزه های جنگیدن آنها با هم تفاوت دارد.
همه جنگ ها بد است مگر جهاد فى سبيل اللّه و لذا چون دفاع مقدس ما مسلخ و مقتل عُشّاق و عرصه حضور دليران حق پرستى چون همت و خرازى و ديگران كه از مقام خليفة الهى بشر دفاع مى كردند، بوده است سینمای دفاع مقدس ما با سینمای جنگ تفاوتهای آشکار و بارزی دارد و اگر اینچنین نبود وظيفه سينماگران نيز آن بود كه به جای مهاجر و دیده بان و سفر به چزابه ، غلاف تمام فلزى بسازند و نظام نيهيليستى ارتش هاى دنيا را به استهزا بگيرند. (آويني 1378)
تفاوت فیلمسازان دفاع مقدس و نوع نگاه آنها به فیلم دفاع مقدس با فیلمسازان جنگی و نگاه آنها به مقوله سینمای جنگ. نوع نگاه فیلمساز دفاع مقدس به این موضوع نگاهی است که با نوع نگاه رزمندگان و ماهیت دفاع مقدس گره خورده است و از همان زاویه به مساله می نگرد که رزمندگان اسلام با جنگ نگاه میکنند و در واقع او تنها زیبایی ها و شکوه و عظمت جنگ را میبیند در صورتی که فیلمساز جنگی به تبع غلبه نگاه مادی بر هنر مدرن تنها زشتی ها وسیاهی های جنگ را میبیند و بازتاب آن است، در صورتی که همین مساله ای را که او میبیند در نگاه هنرمند دفاع مقدس و مخاطبان ایرانی آن چیزی جز خیر و زیبایی نیست چرا که آن مرگ میبیند و این شهادت و ...
حديث نفس در سينما
بحث حديث نفس در سينماي دفاع مقدس را شايد به اين دليل چنين نام گذاري كرده ام كه با تئوري مرگ مولف يكسان پنداشته نشود.
سينماي دفاع مقدس در يك بستر كاملا واقعي و نه حتي صرفا حقيقي جريان دارد كه با اعتقادات و باور هاي مذهبي جامعه پيوند خورده است. مخاطب سينماي دفاع مقدس ايران در برخي از موارد به هيچ وجه مخاطب سينما نبوده و نيست و آنچه كه براي او مهم است تنها مسئله دفاع مقدس است كه در حال حاضر بازنمايي آن در سينما براي اين نوع از مخاطبان علاقه مند به حادثه جنگ و دفاع مقدس ايجاد شده است.
ما بايد سراغ فيلم هاي عظيم ملي برويم كه وقتي كسي آن را نگاه مي كند بگويد اين جنگ من است، اين حماسه عظيم من است. سينماي دفاع مقدس نبايد به موضوعات ذهني فيلمسازان از جنگ بپردازد.(فراستي1385)
لذا آنچه كه مهم است اين است كه سينماي دفاع مقدس از يكسو تنها سينماي مستند نيست كه بتوان به راحتي كارگردان و حديث نفسش را كنار گذاشت و از سوي ديگر بايد عوامل فيلم از جمله كارگردان و بازيگران و در كل تاثير گذاران روي ساخت فيلم، در سينماي دفاعمقدس به راحتي و به شكلي كنار گذاشته شوند كه هيچ اثري از حديث نفس توليد كنندگان اثر در آن ديده نشود.
از اينرو نزديكي و قرابت سينماي دفاع مقدس به واقعيت در فيلم هاي مستند بيشتر از فيلم هاي داستاني و سينمايي ديده مي شود، چرا كه كنار گذاشتن تاثير گذاران روي اثر در فيلم هاي مستند بسيار ساده تر از فيلم هاي سينمايي است.
تفاوت تئوري مرگ مؤلف با كنار گذاشتن حديث نفس در سينماي دفاع مقدس
در تئوري مرگ مؤلف پس از كنار گذاشتن مؤلف و نقش او در اثر آنچه كه مهم است مخاطب و برداشت او از اثر است و تاثيراتي كه ممكن است از بيرون و عوامل خارجي بر مخاطب اعمال شده باشد نيز بسيار مهم هستند.
رولان بارت[1] با مطرح كردن نظريه مرگ مؤلف در واقع مخاطب اثر را دوباره احيا كرده و به قدري هم به آن اصالت داده است كه نه تنها قدرت دخل و تصرف در اثر را دارد بلكه مي تواند جايگاه مؤلف را هم بگيرد. ( تيموري 1385)
اما در بحث كنار گذاشتن حديث نفس در سينماي دفاع مقدس ديگر حتي مخاطب نيز مهم نيست و آنچه كه اهميت و اصالت دارد خود اثر است كه قرار است يك بازنمايي از واقعيت باشد.
اصالت اثر در اين بحث به حدي زياد است كه چه توليد كننده اثر و چه وسيله انتقال و چه دريافت كننده اثر همگي تحت تاثير آن هستند و اگر هم بخواهيم براي تاثير آنها در اثر اعتباري قائل شويم بسيار اندك و ناچيز خواهد بود.
مطرح كردن يحث از بين بردن حديث نفس در سينماي دفاع مقدس شايد به قدري گران و سخت باشد كه برخي ديگر آن را سينماي دفاع مقدس نخوانند چرا كه سينما و فيلم با تخيل و توهم نزديكي و قرابت بسياري دارد به نوعي كه برخي آن را اصل جدا ناپذير سينما و عامل اصلي ايجاد و بقاي آن دانسته اند.
فرانسيس اسپارشات در اين رابطه مي گويد شايد در ميان هنر ها سينما تنها هنري باشد كه توهم در ان به گونه اي كاملا متفاوت با ديگر هنر ها به كار مي رود و افزون بر اين از اغاز پيدايش سينما اصل انكار نا پذير آن بوده است. ( اسپارشات 1971)
اما از اغاز پيدايش سينما تا كنون دو گرايش عمده و مطرح همواره وجود داشته است كه هر كدام نظريات خاص خود را در رابطه با توهم و تخيل در سينما داشته اند. ار يكسو عده اي توهم را امكاني مي دانند كه بايد از آن بهره گرفت ( در فيلم مي توان هم از رهگذر خلق تصاوير و هم با تغيير سرعت و ترتيب صحنه ها به ماهرانه ترين شكل ممكن ايجاد توهم كرد) و از سوي ديگر مي توان توهم را وسوسه اي دانست كه بايد در مقابل آن مقاومت كرد . حركت در روي پرده به ناگذير غير واقعي است اما مي تواند و بايد حركتي را به تصوير بكشد كه در جهان خارج روي داده باشد. ( اسپارشات 1971)
در سينماي دفاع مقدس بنابر آنچه كه گفتيم بايد در برابر ورود توهم و تخيل در ان جلوگيري كرد چرا كه سينماي دفاع مقدس ايران يك روايت واقعي از جرياني است كه در بطن اجتماع وجود داشته و با زندگي روزمره مردم پيوند خورده است. دفاع مقدس تنها يك واقعيت اجتماعي اجتماعي نيست كه در يك برهه زماني از تاريخ رخ داده باشد و امروز بتوان آن را بگونه اي متفاوت تفسير و تحليل كرد و نمايش داد.
شايد اگر زمان زيادي از حادثه دفاع مقدس گذشته بود و يا در آينده فاصله زماني با آن به اندازه اي باشد كه هيچكس شخصا آن را درك نكرده باشد و همه راويان دست چندم دفاع مقدس باشند ، پذيرش ورود تخيل و توه و به كار گيري از آن در توليد آثار سينمايي دفاع مقدس را بتوان به راحتي پذيرفت و يا حتي آن را به عنوان جزيي از واقعيت نيز پذيرفت. اما امروز و در شرايطي كه دفاع مقدس را اكثر آدم هاي جامعه شخصا درك كرده و با ان زندگي كرده و از نزديك آن را لمس كرده اندع ورود تخيل و توهم در روايت سينمايي آن غير ممكن و دور از باور است. چرا كه با ورود عنصر خيال و وهم در روايت دفاع مقدس عملا آن را از حوزه سينماي دفاع مقدس خارج ساخته و وارد حيطه سينماي جنگ مي كند. و ديگر تنها با مخاطبان سينما روبروست و ديگر بايد براي راضي نگاه داشتن اين مخاطب قواعد سينما و فيلمسازي و حتي بهترين شكل استفاده از توهم و خيال را رعايت كند تا بتواند يك اثر سينمايي خوب و مخاطب پسند را توليد كند.
در سينماي دفاع مقدس به اندازه اي كه خود مسئله دفاع مقدس و نحوه بازنمايي واقعي آن در آثار سينمايي مهم است به كار گيري هنر و فن فيلمسازي مهم نيست.( نه اينكه اصلا مهم نباشد) اثري كه با واقعيت دفاع مقدس فاصله دارد ديگر روايت دفاع مقدس نيست و مخاطب دفاع مقدس را هم نخواهد داشت چرا كه مخاطب سينماي دفاع مقدس بيشتر از انكه مخاطب سينما باشد مخاطب دفاع مقدس است و هر گاه كه جاي پاي فكر و خيال كارگردان در آن بيشتر ديده شود به همان مقدار مخاطب اثر كم ميشود. اما در بحث حديث نفس در سينماي دفاع مقدس بيشتر زماني دچار مشكل مي شويم كه اين حديث نفس از كسي است كه خود نيز در بطن جريان و اتفاق جنگ حاضر بوده و از اينرو به نوعي بيشتر خود را به اين مسئله نزديك و آشنا ميبيند و سعي ميكند كه تاثير و دخل تصرف بيشتري در اثر داشته باشد و لذا حديث نفس او نمايان تر است. در اينگونه آثار هرچند زماني كه توليد كنندگان بيشتر درگير اين مسئله و نزديك تر به دفاع مقدس باشند احتمال اينكه اثر توليدي نزديكي بيشتري به واقعيت داشته باشد نيز بيشتر خواهد بود اما همچنان با اصل مسئله متفاوت است و از اصل واقعيت آنگونه كه هست دور است.
بحث كنار گذاشتن دور شدن از حديث نفس در سينما از دو جنبه داراي اهميت بسيار بالايي است. اول از اين لحاظ كه مخاطب سينماي دفاع مقدس به دليل نزديكي زماني به آن حادثه تاريخي خود از نزديك شاهد آن بوده است و به دليل گره خوردن دفاع مقدس با اعتقادات و مذهب و تقدسات آنها به هيچ وجه هيچگونه دخل و تصرف و ورود وهم و خيال به حيطه دفاع مقدس را نمي پذيرند و شايد حتي مخاطب سينما نباشد اما با هرگونه تغيير و دگرگوني در آْن واقعيت تارخي به مخالفت برخيزد . در واقع دفاع مقدس به دليل همان تقدسي كه دارد به هيچ وجه اجازه سوژه شدن براي فيلم هنري و اكشن و ورود نظريات شخصي توليد كنندگان و وهم و خيال و حديث نفس را نمي دهد و با آن نيز مخالفت مي كند.
دوم آنكه سينما با استفاده از ابزار و لوازمي كه در اختيار دارد خود را تاثيري از واقعيت معرفي مي كند بطوريكه مخاطب احساس مي كند شاهد يك منظره واقعي است. كريستين متز[2] در اين رابطه مي گويد فيلم ها خود به خود در احساس و باور تماشاگر تاثير ميكنند ، تاثيري شديد تر از آنچه هنر هاي ديگر دارند ، و گاه فيلم ها حتي بسيار مجاب كننده هستند. فيلم ها مثل يك شاهد واقعي با ما صحبت ميكنند، گويي استدلال ميكنند كه حثيقت چنين است. فيلم ها به آساني آنگونه ماجرا را بيان ميكنند كه يك زبان شناس آن را كاملا قانع كننده مي نامد و معمولا به عنوان خود امر واقعي تلقي مي شود. جنبه اي در فيلم وجود دارد كه ميتوان آن را جنبه حضور ناميد كه تا حد زيادي واقعه را باور پذير جلوه مي دهد. (كريستين متز 1974)
نتیجه گیری
بهر حال نمي شود سينما را در مقام يك هنر و فيلم را در مقام يك متن جداي از جامعه در نظر گرفت. ( نفيسي 1376)
از اينرو در بحث دفاع مقدس كه يكي از حساس ترين و مقدس ترين مساله جامعه ما است كه سينما نيز وارد آن شده است به ناچار لزوم دور شدن حديث نفس از آن ديده مي شود و در واقع سينماي دفاع مقدس زماني كه بخواهد روايت گري چيزي غير از انچه كه در دفاع مقدس رخ داده است باشد ديگر سينماي دفاع مقدس نخواهد بود و وارد ژانر سينماي جنگ شده است.
همچنين یک نکته قابل توجه در مورد مساله سینمای جنگ و دفاع مقدس این است که از آنجایی که هرچند سینمای دفاع مقدس در حال حاضر تنها مربوط به جنگ تحمیلی ایران و عراق و فیلمهایی است که در مورد آن ساخته شده اند ولی از آنجایی که تفاوت اصلی این سینما با سینمای جنگ در نوع نگاه فیلمسازان آن است، سینمای جنگ را میتوان حتی در مورد فیلمهایی که در مورد جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ساخته شده اند را نیز فیلمهای جنگ خواند و نه دفاع مقدس بعنوان مثال همین نوع نگاه مادی و یا ماورایی فیلمساز است که درفیلم عروسی خوبان تنها با موجی ها و معلولان و سیاهی هان جنگ روبرو میشویم و در روایت فتح با هجوم انسانها در خیابانهای شهر برای اعزام به جبهه.
منابع
- اسپارشات فرانسيس، 1376، نظريه هاي زيبا شناسي فيلم، ترجمه مجيد كاوش، تهران، انتشارات بنياد سينمايي فارابي
- آويني سيد مرتضي، سينما و هويت ديني دفاع مقدس، 1369، تهران، مجله سوره شماره 7و8
- آويني سيد مرتضي، يك تجربه ماندگار، 1371، تهران مجله فيلم شماره 132
- آويني سيد مرتضي، آئينه جادو جلد سوم، 1378، تهران، انتشارات ساقي
- آويني سيد مرتضي، آئينه جادو جلد دوم، 1378، تهران، انتشارات ساقي
- تيموري عباس، جامعه شناسي ادبيت، 1385، تهران، مجله فصل نو، شماره 47
- فراستي مسعود ، 1385، بايسته هاي امروز سينماي دفاع مقدس، روزنامه كيهان ، 2/7/1385
- نفيسي حميد ، 1376، سينما و خصايل فرهنگي، تهران، انتشارات بنياد سينمايي فارابي
- متز كريستين، 1376، درباره تاثير واقعيت در سينما، ترجمه كيانوش صديق، تهران، انتشارات بنياد سينمايي فارابي






