تبليغاتX
ساندویچ رسانه با نان فلسفه

ساندویچ رسانه با نان فلسفه

فلسفه رسانه يعني ساندويچي كه نه ميتوان فقط نان آن را خورد و نه تنها غذاي آن را

حديث نفس در سينماي دفاع مقدس

عليهاالسلام سينمايى را كه اكنون در كشور ما خود را موقوف به جنگ كرده است نبايد مشمول عنوان كلى «سينماى جنگ» دانست

اگر جنگ ما نيز از زمره جنگ‏هايى بود كه در اين قرون اخير در كره زمين رخ داده است، بنده خود از نخستين كسانى بودم كه از نظر گاهى مخالف با جنگ فيلم مى‏ساختم.

شهيد سيد مرتضى آوينى

 

سينماي دفاع مقدس را ميتوان مطمئنا منحصر به جنگ تحميلي ايران و عراق دانست. سينماي شكل گرفته پيرامون مساله دفاع مقدس برگرفته از همين واقيت جنگ تحميلي است. سينماي دفاع مقدس را نبايد با سينماي جنگ يكسان دانست، سينماي جنگ ملزومات و ساختارها و غالب هاي خاص خودش را دارد كه سينماي شكل گرفته با عنوان سينماي دفاع مقدس هيچ يك از آنان را نمي پذيرد.

سينماي دفاع مقدس به دليل اهميت بسيار بالاي موضوع و مسئله اصلي كه حول آن شكل گرفته است و از طرف ديگر بدليل مخاطب خاصي كه دارد و الزاما مخاطبان آن مخاطب سينما نيستند كه نگاهشان به  فيلم بعنوان يك اثر هنري و سينمايي باشد، در واقع مخاطب سينماي دفاع مقدس را ميتوان در بيشتر موارد مخاطب دفاع مقدس خواند نه مخاطب سينما و از اينرو مساله حديث نفس در آثار سينمايي دفاع مقدس جاي بحث دارد و اينكه آيا حديث نفس در سينماي دفاع مقدس نيز مانند ديگر ژانر هاي سينمايي به بهتر شدن فيلم كمك ميكند و بايد از آن به بهترين شكل استفاده كرد و يا اينكه حديث نفس در سينماي دفاع مقدس اين آثار را از آنچه كه بايد باشد و از واقعيت دور ميكند و در واقع آيا ميتوان حديث نفس را مرز سينماي دفاع مقدس و سينماي جنگ خواند يا خير؟

 

مقدمه

 

سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی با یک تحول انقلابی در شکل و محتوا مواجه شد بطوریکه هویت سینمای ملی ایران را بطور کامل دگرگون کرد. بحث پیرامون تاثیرات انقلاب اسلامی بر سینما بسیار مفصل و طولانی است که جای آن در اینجا نیست و فقط خلاصه وار نکات قابل توجه را ذکر میکنم.

دفاع مقدس به عنوان يك رويداد مهم و سرنوشت ساز فضای فرهنگی - اجتماعي ـ سياسي سينماي ايران را تحت تأثير قرار داد، سينمايي رو به افول كه متأثر از واقعه اي بود كه لازمه پرداختن به آن در مرحله اول آشنايي با مقوله  سینمای جنگ به عنوان گونه ای پرتحرک و حادثه ای در سینمای جهان و آشنایی با قواعد حاثه پردازی در این سینما بود.

اساس شکل گیری ژانر جنگ بر دو پایه است:

اول ، نگاه به ژانر جنگ از روی اكشن و قدرت تعلیم دیدگی و بازوان سترگ سربازان و تكاوران و نمایش صحنه های حماسی

دوم ، مذموم بودن كشتن نفوس انسان ها

بطور مشخص در جنگ جهانی اول فیلمهایی از دسته اول را شاهد بودیم و در جنگ جهانی دوم فیلمهایی که در مورد متفقین ساخته شدند بیشتر از نوع اول و فیلمهایی هم که در مورد متحد ین و نازیها تولید شدند بر پایه دوم استوار بودند.

 

سينماي جنگ

 

ژانر جنگ، همواره یکی از ژانرهای جذاب و مهم سینما به شمار می رود . با شروع جنگ جهانی این ژانر فعالیت خود را با جدیت بیشتری ادامه داد و تا کنون  آثار زیادی در این زمینه ساخته شده است

آثاری مثل (( در جبهه غرب خبری نیست )) ساخته لوئیس مایلستون فیلمساز توانای آمریکایی که با این فیلم در سال ۱۹۳۰موفق به کسب جایزه اسکار نیز شد . یا فیلم ((راه های افتخار )) ساخته استنلی کوبریک کارگردان صاحب سبک سینما . کوبریک در این فیلم عده ایی سرباز را نشان میدهد که دولت فرانسه شکست در عملیاتی را به گردن آنها انداخته است  و همچنین فیلم ((جوخه )) اثر الیور استون که از تحسین برانگیز ترین آثار سینمای جنگ می باشد . فیلم های دیگری نیز نظیر(( نجات سرباز رایان)) ،(( غلاف تمام فلزی)) ، ((صلیب آهنی)) و ... ساخته شده اند که همگی در بردارنده وقایع و اتفاقات تلخی از جنگ می باشد .

در فیلم جنگی، سربازان جنگ یك كشور، قهرمان جلوه می نمایند و در فیلم دیگر، سربازان یا چریك های كشور مقابل افرادی مظلوم و قهرمان به تصویر كشیده میشوند و در هر صورت، همه گونه های جنگی سینما به حالات، حركات، كنش ها و واكنش های جبهه متجاوزین یا جبهه مورد تجاوز قرار گرفته، می پردازند.

 

 

سينماي دفاع مقدس

 

سینمای دفاع مقدس  را هم میتوان از جنبه فیلمهایی که در آن ساخته شده است که مطابق با یک زمانبندی تاریخی نیز هست به دو دسته کلی تقسیم بندی کرد :

سینمای دفاع مقدس با شروع جنگ تحمیلی فعالیت خود را آغاز کرد و توانست به سرعت در بین مردم به محبوبیت برسد . اکثر فیلم هایی که در اوایل جنگ تحمیلی ساخته می شد با هدف تقویت روحیه عمومی مردم شکل میگرفت به گونه ایی که موضوع اکثر آنها شبیه به هم بود به صورتی که گروهی ارتشی به خاک دشمن نفوذ کرده و پس از نابود کردن تجهیزات آنها با کمترین تلفات به کشور باز می گشتند . البته این عمل در آن برحه زمانی بسیار قابل تحسین بود چون همانگونه که در بالا ذکر شده ساخت اینگونه فیلم ها برای بالا بردن روحیه مردم بسیار لازم بوده است .  فیلم هایی مثل(( پایگاه جهنمی)) ،(( عقاب ها)) ،((برزخی ها)) ، ((گذرگاه)) و .... از این نوع فیلم ها بودند.                                     

بعد از سپری شدن سال های پر التهاب اولیه جنگ تحمیلی دیدگاه فیلم سازان نسبت به مقوله جنگ عوض شد و فیلم سازان جوانی روی کار آمدند . حاصل این دوران را می توان در فیلم هایی مثل(( دیار عاشقان)) ، ((پرواز در شب)) ،(( دیده بان)) ،(( مهاجر)) و ... مشاهده کرد که بعضاً با استقبال مردم نیز مواجه می شدند . این آثار

واقعیات جنگ ، رشادت ها و ایثارهای رزمندگان ایرانی را به خوبی نشان می دهد و به جنبه معنوی دفاع مقدس نیز می پردازد. در واقع گام اول در سینمای دفاع مقدس را آنهایی برداشتنتد که یا از سینمای گذشته قدم به امروز گذاشتند و یا در سینمای بعد از انقلاب شروع به کار کردند.

 در مجموع در سال 60 حدود هفده فیلم ساخته شد که فقط دو فیلم از این میان به دفاع مقدس پرداخته بودند. به تدریج و در سال های بعد به کمیت فیلم هایی که در رابطه با جنگ ساخته شد افزوده شد.

نقطه آغاز سینمای دفاع مقدس فیلم دیده بان حاتمی کیا بود. حاتمی کیا، اولین فیلم سازی است که در سینمای دفاع مقدس شخصیت پردازی واقع گرایانه را در میان نیروهای خودی جدی گرفت.

با پایان جنگ تحمیلی فیلم سازان جنگ امکانی برای پرداختتن به برخی از واقعیت ها و شخصیت های خاص جنگ ها، شکست ها و پیروزی ها را به دست آوردند و سینمای جنگ یک دگرگونی مضمونی و محتوایی را تجربه کرد.

اهمیت سینمای دفاع مقدس

 

نماد سینمای ملی  و فیلمسازی ایرانی و وجود نماد و نشانه های هویتی ملی مذهبی در ژانر دفاع مقدس بسيار واضح تر و نمايان تر از ديگر ژانر هاي كار شده در سينماي ايران است و همچنين نقطه آغاز شکل گیری و شروع خلاقیت نسل جدید و جوان فیلمساز بعد از انقلاب اسلامی و نقطه اشتراک نظام جمهوری اسلامی و فیلمسازان قبل از انقلاب برای پراختن به موضوع دفاع مقدس بعنوان فیلم سینمایی در همين ژانر و آثار سينمايي دفاع مقدس ديده ميشود.

مسئله جنگ و دفاع مقدس به دليل تحميلي بودن آن و مطرح شدن مسئله دفاع و حفظ ناموس و مملكت باعث شده بود تا تمامي فيلمسازان و هنرمندان به هر شكلي با اين مسئله درگير شوند چرا كه ديگر جنگ با تمام وجوه زندگي مردم جامعه پيوند خورده بود. از زن و بچه گرفته تا پير و جوان همگي خواسته و نا خواسته درگير مسئله جنگ بودند كه ديگر با زندگي روزمره آنان پيوند خورده بود و فيلمسازان و هنرمندان اگر دغده آرمانهاي دفاع مقدس را هم نداشتند به دليل مواجه بودن با اين مسئله به اين موضوع پرداختند.

آغاز و شکل گیری مباحث هنر دینی و سینمای بومی با چشم انداز جهانی نيز در اين ژانر كليد خورد و دفاع مقدس مسئله اي براي طرح و آغاز اين جريان شده بود و در واقع مسئله دفاع مقدس به دليل ايراني بودن و كاملا بومي بودن آن اذهان را به سمت هنر بومي و هنر ديني سوق داد.

 

تفاوت های فیلم جنگی و فیلم دفاع مقدس

 

رزمندگان دفاع مقدس از جنبه روحی و شخصیتی مقدسین مردم بودند. اینها شهادت را نه به دلیل اینكه اگر خود نمیرند دشمن آنها را می‏كشد و نه به دلیل آن كه خانه و مزرعه شان توسط دشمن ویران شده است و نه به دلیل اجتناب ‏ناپذیر بودن جنگ در دفاع از خانه شان انتخاب کرده بودند بلکه آن را یک امر معنوی و ماورایی میپنداشتند

سینمای دفاع مقدس علاوه بر وجود مقدساتی از قبیل اسلام، میهن، ولایت، جهاد، شهادت و... بدلیل وجود سربازان و جنگاورانش مقدس است.(آويني 1369)

تفاوت نوع نگاه مردم پشت جبهه که تاثیر بسیار زیادی هم بر فیلم دارد در دفاع مقدس و دیگر جنگ ها

مردم ایران بدلیل نگاه ماورایی و معنوی به جنگ بعنوان جهاد و شهادت به جبهه ها اعزام میشدند و از همین روی مردم خراسان و مازندران و... که بسیار هم از منطقه جنگی دور بودند بیشتر از خود مردم خوزستان و کردستان و... عازم جبهه ها میشدند

رزمندگان حاضر در جبهه ها که عملا کارکتر های اصلی فیلمهای جنگی و دفاع مقدس نیز میباشند بدلیل دید قدسی و معنوی که در آنها وجود داشته عملا مضمون فیلم را هم به موضوعات معنوی و دینی سوق میدهند که در نتیجه اکثر فیلمهای دفاع مقدس به نوعی با سینمای دینی و معنا گرا نزدیکی پیدا میکند و گره میخورد در صورتی که در فیلمهای جنگی چنین مساله ای الزامی ندارد

فیلم دفاع مقدس اگر بخواهد بعد از جنگ و یا در زمان جنگ هم به مسائل اجتماعی و پس زمینه های جنگی و اثرات آن هم بپردازد به ناچار با مردمی طرف است که خود یا در همین جنگ با همین نوع نگاه حضور داشته اند و یا با همین دید عزیزانشان را به جبهه ها فرستاده اند و یا با آن همراه بودند و لذا دوباره همین سبقه معنوی و قدسی در آن نمایان میشود در صورتی که در فیلم جنگی نزدیکترین موضوع به این جریان را میتوان سینمای دفاع نامید که تنها نشان دهنده مظلومیت و ناچار شدن مردم در برابر هجوم را نام برد که بارزترین نمونه های آن در مورد جنگ جهانی دوم و هجوم وحشیانه نازیها قابل مشاهده است

سینمای جنگ، هم كشتن دارد هم كشته شدن، عین جنگ، امّا هم كشتن رزمندگان ما با دیگران فرق داشت و هم كشته شدن آنها، این جا كسی برای لذّت انتقام و خالی كردن گرفتگی‏های روحی شلیك نمی‏كرد و هنگام رفتن از این دنیا با حسرت از آن جدا نمی‏شد.( آويني 1378)

هرچند وجه حماسی جنگ بسیار مهم است اما یك بسیجی داوطلب كه چون شیر می‏جنگد و به مرگ لبخند می‏زند، با یك سرباز ویتنامی كه دلی پر از كینه از سرباز آمریكایی دارد و شجاعانه می‏جنگد و همچنین شجاعت یك تكاور آمریكایی كه مست قدرت بازو و اسلحه و احتمالاً شراب انگور است و هر سه شجاعانه می‏جنگند قابل مقایسه نیستند و در این بین تفاوتی وجود دارد كه همان تفاوت سینمای روایتگر دفاع مقدس‏مان است، با دیگر روایت‏ها از جنگ و دفاع، هر سه شجاعند، هر سه می‏دانند هر لحظه ممكن است مرگ آنها را در آغوش گیرد، هر سه خوب می جنگند؛ اما روحیات و انگیزه های جنگیدن آنها با هم تفاوت دارد.

همه جنگ ها بد است مگر جهاد فى سبيل اللّه و لذا چون دفاع مقدس ما مسلخ و مقتل عُشّاق و عرصه حضور دليران حق پرستى چون همت و خرازى و ديگران كه از مقام خليفة الهى بشر دفاع مى كردند، بوده است سینمای دفاع مقدس ما با سینمای جنگ تفاوتهای آشکار و بارزی دارد و اگر اینچنین نبود وظيفه سينماگران نيز آن بود كه به جای مهاجر و دیده بان و سفر به چزابه ، غلاف تمام فلزى بسازند و نظام نيهيليستى ارتش هاى دنيا را به استهزا بگيرند. (آويني 1378)

تفاوت فیلمسازان دفاع مقدس و نوع نگاه آنها به فیلم دفاع مقدس با فیلمسازان جنگی و نگاه آنها به مقوله سینمای جنگ. نوع نگاه فیلمساز دفاع مقدس به این موضوع نگاهی است که با نوع نگاه رزمندگان و ماهیت دفاع مقدس گره خورده است و از همان زاویه به مساله می نگرد که رزمندگان اسلام با جنگ نگاه میکنند و در واقع او تنها زیبایی ها و شکوه و عظمت جنگ را میبیند در صورتی که فیلمساز جنگی به تبع غلبه نگاه مادی بر هنر مدرن  تنها زشتی ها وسیاهی های جنگ را میبیند و بازتاب آن است، در صورتی که همین مساله ای را که او میبیند در نگاه هنرمند دفاع مقدس و مخاطبان ایرانی آن چیزی جز خیر و زیبایی نیست چرا که آن مرگ میبیند و این شهادت و ...

 

 

 

حديث نفس در سينما

 

بحث حديث نفس در سينماي دفاع مقدس را شايد به اين دليل چنين نام گذاري كرده ام كه با تئوري مرگ مولف يكسان پنداشته نشود.

سينماي دفاع مقدس در يك بستر كاملا واقعي و نه حتي صرفا حقيقي جريان دارد كه با اعتقادات و باور هاي مذهبي جامعه پيوند خورده است. مخاطب سينماي دفاع مقدس ايران در برخي از موارد به هيچ وجه مخاطب سينما نبوده و نيست و آنچه كه براي او مهم است تنها مسئله دفاع مقدس است كه در حال حاضر بازنمايي آن در سينما براي اين نوع از مخاطبان علاقه مند به حادثه جنگ و دفاع مقدس ايجاد شده است.

ما بايد سراغ فيلم هاي عظيم ملي برويم كه وقتي كسي آن را نگاه مي كند بگويد اين جنگ من است، اين حماسه عظيم من است. سينماي دفاع مقدس نبايد به موضوعات ذهني فيلمسازان از جنگ بپردازد.(فراستي1385)

لذا آنچه كه مهم است اين است كه سينماي دفاع مقدس از يكسو تنها سينماي مستند نيست كه بتوان به راحتي كارگردان و حديث نفسش را كنار گذاشت و از سوي ديگر بايد عوامل فيلم از جمله كارگردان و بازيگران و در كل تاثير گذاران روي ساخت فيلم، در سينماي دفاعمقدس به راحتي و به شكلي كنار گذاشته شوند كه هيچ اثري از حديث نفس توليد كنندگان اثر در آن ديده نشود.

از اينرو نزديكي و قرابت سينماي دفاع مقدس به واقعيت در فيلم هاي مستند بيشتر از فيلم هاي داستاني و سينمايي ديده مي شود، چرا كه كنار گذاشتن تاثير گذاران روي اثر در فيلم هاي مستند بسيار ساده تر از فيلم هاي سينمايي است.

تفاوت تئوري مرگ مؤلف با كنار گذاشتن حديث نفس در سينماي دفاع مقدس

 

در تئوري مرگ مؤلف پس از كنار گذاشتن مؤلف و نقش او در اثر آنچه كه مهم است مخاطب و برداشت او از اثر است و تاثيراتي كه ممكن است از بيرون و عوامل خارجي بر مخاطب اعمال شده باشد نيز بسيار مهم هستند.

رولان بارت[1] با مطرح كردن نظريه مرگ مؤلف در واقع مخاطب اثر را دوباره احيا كرده و به قدري هم به آن اصالت داده است كه نه تنها قدرت دخل و تصرف در اثر را دارد بلكه مي تواند جايگاه مؤلف را هم بگيرد. ( تيموري 1385)

اما در بحث كنار گذاشتن حديث نفس در سينماي دفاع مقدس ديگر حتي مخاطب نيز مهم نيست و آنچه كه اهميت و اصالت دارد خود اثر است كه قرار است يك بازنمايي از واقعيت باشد.

اصالت اثر در اين بحث به حدي زياد است كه چه توليد كننده اثر و چه وسيله انتقال و چه دريافت كننده اثر همگي تحت تاثير آن هستند و اگر هم بخواهيم براي تاثير آنها در اثر اعتباري قائل شويم بسيار اندك و ناچيز خواهد بود.

مطرح كردن يحث از بين بردن حديث نفس در سينماي دفاع مقدس شايد به قدري گران و سخت باشد كه برخي ديگر آن را سينماي دفاع مقدس نخوانند چرا كه سينما و فيلم با تخيل و توهم نزديكي و قرابت بسياري دارد به نوعي كه برخي آن را اصل جدا ناپذير سينما و عامل اصلي ايجاد و بقاي آن دانسته اند.

فرانسيس اسپارشات در اين رابطه مي گويد شايد در ميان هنر ها سينما تنها هنري باشد كه توهم در ان به گونه اي كاملا متفاوت با ديگر هنر ها به كار مي رود و افزون بر اين از اغاز پيدايش سينما اصل انكار نا پذير آن بوده است. ( اسپارشات 1971)

اما از اغاز پيدايش سينما تا كنون دو گرايش عمده و مطرح همواره وجود داشته است كه هر كدام نظريات خاص خود را در رابطه با توهم و تخيل در سينما داشته اند. ار يكسو عده اي توهم را امكاني مي دانند كه بايد از آن بهره گرفت ( در فيلم مي توان هم از رهگذر خلق تصاوير و هم با تغيير سرعت و ترتيب صحنه ها به ماهرانه ترين شكل ممكن ايجاد توهم كرد) و از سوي ديگر مي توان توهم را وسوسه اي دانست كه بايد در مقابل آن مقاومت كرد . حركت در روي پرده به ناگذير غير واقعي است اما مي تواند و بايد حركتي را به تصوير بكشد كه در جهان خارج روي داده باشد. ( اسپارشات 1971)

در سينماي دفاع مقدس بنابر آنچه كه گفتيم بايد در برابر ورود توهم و تخيل در ان جلوگيري كرد چرا كه سينماي دفاع مقدس ايران يك روايت واقعي از جرياني است كه در بطن اجتماع وجود داشته و با زندگي روزمره مردم پيوند خورده است. دفاع مقدس تنها يك واقعيت اجتماعي اجتماعي نيست كه در يك برهه زماني از تاريخ رخ داده باشد و امروز بتوان آن را بگونه اي متفاوت تفسير و تحليل كرد و نمايش داد.

شايد اگر زمان زيادي از حادثه دفاع مقدس گذشته بود و يا در آينده فاصله زماني با آن به اندازه اي باشد كه هيچكس شخصا آن را درك نكرده باشد و همه راويان دست چندم دفاع مقدس باشند ، پذيرش ورود تخيل و توه و به كار گيري از آن در توليد آثار سينمايي دفاع مقدس را بتوان به راحتي پذيرفت و يا حتي آن را به عنوان جزيي از واقعيت نيز پذيرفت. اما امروز و در شرايطي كه دفاع مقدس را اكثر آدم هاي جامعه شخصا درك كرده و با ان زندگي كرده و از نزديك آن را لمس كرده اندع ورود تخيل و توهم در روايت سينمايي آن غير ممكن و دور از باور است. چرا كه با ورود عنصر خيال و وهم در روايت دفاع مقدس عملا آن را از حوزه سينماي دفاع مقدس خارج ساخته و وارد حيطه سينماي جنگ مي كند. و ديگر تنها با مخاطبان سينما روبروست و ديگر بايد براي راضي نگاه داشتن اين مخاطب قواعد سينما و فيلمسازي و حتي بهترين شكل استفاده از توهم و خيال را رعايت كند تا بتواند يك اثر سينمايي خوب و مخاطب پسند را توليد كند.

در سينماي دفاع مقدس به اندازه اي كه خود مسئله دفاع مقدس و نحوه بازنمايي واقعي آن در آثار سينمايي مهم است  به كار گيري هنر و فن فيلمسازي مهم نيست.( نه اينكه اصلا مهم نباشد) اثري كه با واقعيت دفاع مقدس فاصله دارد ديگر روايت دفاع مقدس نيست  و مخاطب دفاع مقدس را هم نخواهد داشت چرا كه مخاطب سينماي دفاع مقدس بيشتر از انكه مخاطب سينما باشد مخاطب دفاع مقدس است و هر گاه كه جاي پاي فكر و خيال كارگردان در آن بيشتر ديده شود به همان مقدار مخاطب اثر كم ميشود. اما در بحث حديث نفس در سينماي دفاع مقدس بيشتر زماني دچار مشكل مي شويم كه اين حديث نفس از كسي است كه خود نيز در بطن جريان و اتفاق جنگ حاضر بوده و از اينرو به نوعي بيشتر خود را به اين مسئله نزديك و آشنا ميبيند و سعي ميكند كه تاثير و دخل تصرف بيشتري در اثر داشته باشد و لذا حديث نفس او نمايان تر است. در اينگونه آثار هرچند زماني كه توليد كنندگان بيشتر درگير اين مسئله و نزديك تر به دفاع مقدس باشند احتمال اينكه اثر توليدي نزديكي بيشتري به واقعيت داشته باشد نيز بيشتر خواهد بود اما همچنان با اصل مسئله متفاوت است و از اصل واقعيت آنگونه كه هست دور است.

بحث كنار گذاشتن دور شدن از حديث نفس در سينما از دو جنبه داراي اهميت بسيار بالايي است. اول از اين لحاظ كه مخاطب سينماي دفاع مقدس به دليل نزديكي زماني به آن حادثه تاريخي خود از نزديك شاهد آن بوده است و به دليل گره خوردن دفاع مقدس با اعتقادات و مذهب و تقدسات آنها به هيچ وجه هيچگونه دخل و تصرف و ورود وهم و خيال به حيطه دفاع مقدس را نمي پذيرند و شايد حتي مخاطب سينما نباشد اما با هرگونه تغيير و دگرگوني در آْن واقعيت تارخي به مخالفت برخيزد . در واقع دفاع مقدس به دليل همان تقدسي كه دارد به هيچ وجه اجازه سوژه شدن براي فيلم هنري و اكشن و ورود نظريات شخصي توليد كنندگان و وهم و خيال و حديث نفس را نمي دهد و با آن نيز مخالفت مي كند.

دوم آنكه سينما با استفاده از ابزار و لوازمي كه در اختيار دارد خود را تاثيري از واقعيت معرفي مي كند بطوريكه مخاطب احساس مي كند شاهد يك منظره واقعي است. كريستين متز[2] در اين رابطه مي گويد فيلم ها خود به خود در احساس و باور تماشاگر تاثير ميكنند ، تاثيري شديد تر از آنچه هنر هاي ديگر دارند ، و گاه فيلم ها حتي بسيار مجاب كننده هستند. فيلم ها مثل يك شاهد واقعي با ما صحبت ميكنند، گويي استدلال ميكنند كه حثيقت چنين است. فيلم ها به آساني آنگونه ماجرا را بيان ميكنند كه يك زبان شناس آن را كاملا قانع كننده مي نامد و معمولا به عنوان خود امر واقعي تلقي مي شود. جنبه اي در فيلم وجود دارد كه ميتوان آن را جنبه حضور ناميد كه تا حد زيادي واقعه را باور پذير جلوه مي دهد. (كريستين متز 1974)

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

 

بهر حال نمي شود سينما را در مقام يك هنر و فيلم را در مقام يك متن جداي از جامعه در نظر گرفت. ( نفيسي 1376)

از اينرو در بحث دفاع مقدس كه يكي از حساس ترين و مقدس ترين مساله جامعه ما است كه سينما نيز وارد آن شده است به ناچار لزوم دور شدن حديث نفس از آن ديده مي شود و در واقع سينماي دفاع مقدس زماني كه بخواهد روايت گري چيزي غير از انچه كه در دفاع مقدس رخ داده است باشد ديگر سينماي دفاع مقدس نخواهد بود و وارد ژانر سينماي جنگ شده است.

همچنين یک نکته قابل توجه در مورد مساله سینمای جنگ و دفاع مقدس این است که از آنجایی که هرچند سینمای دفاع مقدس در حال حاضر تنها مربوط به جنگ تحمیلی ایران و عراق و فیلمهایی است که در مورد آن ساخته شده اند ولی از آنجایی که تفاوت اصلی این سینما با سینمای جنگ در نوع نگاه فیلمسازان آن است، سینمای جنگ را میتوان حتی در مورد فیلمهایی که در مورد جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ساخته شده اند را نیز فیلمهای جنگ خواند و نه دفاع مقدس بعنوان مثال همین نوع نگاه مادی و یا ماورایی فیلمساز است که درفیلم عروسی خوبان تنها با موجی ها و معلولان و سیاهی هان جنگ روبرو میشویم و در روایت فتح با هجوم انسانها در خیابانهای شهر برای اعزام به جبهه.

 

 

منابع

 

-  اسپارشات فرانسيس، 1376، نظريه هاي زيبا شناسي فيلم، ترجمه مجيد كاوش، تهران، انتشارات بنياد سينمايي فارابي

-  آويني سيد مرتضي، سينما و هويت ديني دفاع مقدس، 1369، تهران، مجله سوره شماره 7و8

-  آويني سيد مرتضي، يك تجربه ماندگار، 1371، تهران مجله فيلم شماره 132

-  آويني سيد مرتضي، آئينه جادو جلد سوم، 1378، تهران، انتشارات ساقي

-  آويني سيد مرتضي، آئينه جادو جلد دوم، 1378، تهران، انتشارات ساقي

-  تيموري عباس، جامعه شناسي ادبيت، 1385، تهران، مجله فصل نو، شماره 47

-  فراستي مسعود ، 1385، بايسته هاي امروز سينماي دفاع مقدس، روزنامه كيهان ، 2/7/1385

-  نفيسي حميد ، 1376، سينما و خصايل فرهنگي، تهران، انتشارات بنياد سينمايي فارابي

-  متز كريستين، 1376، درباره تاثير واقعيت در سينما، ترجمه كيانوش صديق، تهران، انتشارات بنياد سينمايي فارابي

 

 

 



[1] Barthes, Roland

[2] mets,christian

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 تیر1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط محمد محسنی تنکابنی  | 

بررسي سينماي جنگ با چهار رويكرد نظري

در بررسي پديده هاي موجود در جهان و رويدادها و امكانات ميتوان از روشهاي گوناگوني بهره جست و استفاده كرد اما در بين همه اين روشهاي موجود چهار رويكرد نظري اثبات گرايي تفسيري انتقادي و پست مدرن بيشترين سهم را در نگاه به پديده ها و بررسي آنها داشته اند.

 سينما رسانه اي است كه منتقدان و مفسران بسيار زيادي در باب آن از دلايل پيدايش و ضرورت آن تا تاثيرگذاري و جايگاه آن در بين مخاطبان سخن گفته اند.

۱: اما در بررسي سينماي جنگ از منظر اثبات گرايي كه ريشه اين نگاه در تفكرات فلسفي آگوست كنت ديده ميشود و سعي دارد تا به پديده ها از زاويه كميت و اندازه گيري بيروني و قابل لمس بودن آنها نگاه كند بايد به بررسي ميزان فيلم هاي ساخته شده در باب سينماي جنگ ميزان فروش و استقبال مخاطبان و به تبع آن اندازه گيري ميزان تاثير اين فيلم ها در نوع نگاه تماشاگران به جنگ و تبعات آن و همچنين بررسي فيلمها در رد و يا حمايت از جنگ پرداخت.

۲:در رويكرد تفسيري ما به نوعي در مقابل نگاه اثبات گرايانه قرار ميگيريم. در اين نوع نگاه به سينماي جنگ آن را از درون و محتواي اين نوع سينما و هدف و توجيه سينماگران جنگي بررسي مي كنند.

در نگاه تقسيري ميزان استقبال مخاطبان و فروش و گيشه مطرح نيست همانطور كه تعداد فيلمسازان جنگي تاثيري در اين نوع نگاه تفسيري ندارد. در اين رويكرد عمق معاني موجود در پديده ها و مفاهيمي كه ميتوان از آنها استخراج كرد توجه ميشود و در واقع برخلاف نگاه اثبات گرايانه كه از بيرون به پديده ها نگاه ميكند در رويكرد تفسيري از درون و نگاه معناگرا و مفسرانه به سينماي جنگ تاثيرگذار است.

در اين رويكرد منتقد و يا محقق بيشتر از آنها كه به آمارگيري و عوامل خارجي توجه داشته باشد به مختوا و حرفهايي كه فيلم جنگي دغدغه بيان آن را دارد توجه ميكند.در اين رويكرد مهم نيست كه چقدر فيلم جنگي ساخته شده و يا مخاطبان تا چه خد از آن استقبال كرده اند بلكه مهم مضمون اين ژانر و محتواي آن است كه موافق و يا مخالف جنگ نشان داده ميشود هرچند كه عوامل بيروني هم در تفسير او تاثير بسياري دارند ولي براي او مهم خود فيلم و حرف آن است نه استقبال مؤلف و تماشاگر از فيلم.

۳: در نگاه انتقادي كه ريشه آن در تفكرات ماركس ديده ميشود و مكتب فرانكفورت از پرچم داران اين رويكرد نظري است. به نظر انتقادگراها هرچند كه معاني ابراز شده و فهم شده كه از ديد تفسيرگراها ممكن است يك معناي واحدي را داشته باشند دچار بازنمايي غلطي ميشوند كه عوامل مختلف اجتماعي اقتصادي و سياسي بر آن تاثير بسزايي دارند. به نظر آنها هرچند كه ممكن است بعنوان مثال فيلمي ضد جنگ ساخته شود ولي اينكه در چه فضايي و با چه امكاناتي ساخته شده است تاثير بسزايي در آن دارد. به نظر آنها اينكه اين فيلم در هالييوود و يا كشورهاي شرقي ساخته شود فرق بسيار زيادي با هم دارند.

به نظر انتقاد گراها مثلا اگر فيلم تاثيرگذاري در هالييوود بر ضد متحدين ساخته شود بي شك بايد سهم بسيار زيادي از تاثير آن را به سينماي هالييوود و تاثير آن بر روي مخاطبان قائل شد نه خود محتواي فيلم.

بنابر اين به نظر آنها وامل اقتصادي اجتماعي سياسي و دسترسي به امكانات است كه بسيار مهم و تعيين كننده است.

۴: اما رويكرد پست مدرن در هيچ چارچوبي نمي گنجد. منتقدان و محققان در اين نوع نگاه بدون در نظر گرفتن هيچگونه پيش فرض و احتمالي به مطالعه نقد و تحقيق ميپردازند. بعنوان مثال در سينماي جنگ مهم نيست كه فيلم موضع ضد جنگ و يا مخالف جنگ دارد و يا اينكه تماشاگران از آن استقبال كرده اند يا نه و حتي نه اين مهم است كه از چه كمپاني و كشوري توليد شده است بلكه در واقع مهم خود منتقد و نوع نگاه آن به موضوع است.

+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط محمد محسنی تنکابنی  | 

فيلم 300 توهمي تهوع آور

فيلم 300 فيلمي مثلا تاريخي است كه به خيال خود نه تنها به يك حادثه تاريخي بلكه به فرهنگ و تمدن جامعه ايران مي پردازد.

ژانر تارخي در سينما تنها ژانري است كه بصورت مستدل و مستند و با تحقيق و پژوهش در مورد وقايع تاريخي يك اثر سينمايي را توليد ميكند. در ژانر تاريخي اگر بنا باشد تا موضوع فيلم فراتر از يك حادثه و اتفاق تاريخي باشد و به فرهنگ و تمدن اقوام گذشته برگردد نيازمند به يك سري تحقيقات بسيار مشخص و مستند دارد.

فيلم 300 بنابر اين توضيحات و بر اساس مستندات قطعي و يقيني ما فيلمي است كه سراسر دروغ و كذب است و هيچگونه مبناي تاريخي مشخص و مستدل ندارد، از اينرو به نظر من فيلم 300 فيلمي است  كه بصورت تخيلي و براساس باورهاي ذهن فيلمساز‏،تنها در يك بستر زماني گذشته و تاريخي ساخته شده است. 

داستان فيلم در مورد جنگ ايران به فرماندهي خشايارشا و يونان به فرماندهي لئونيداس در تنگه ترموپيل است كه ساخته كمپاني برادران وارنر است. از آنجا كه تحريفات تاريخي فيلم بسيار آشكار و غير قابل انكار بوده است، كمپاني سازنده فيلم نيز آن را صرفا اثري خيالي و افسانه اي خوانده است.

اما اين فيلم و اظهارات سازنده آن تمام واقعيت نيست و من قصد دارم كه آن را با تركيب نگاه فراحجمي و رويكرد انتقادي بررسي كنم.

اگر نوع نگاه ما به اين فيلم يك نگاه نقطه اي و يا تك خطي باشد چاره اي جز اين نيست كه ان را يك فيلم تاريخي بدانيم كه يك حادثه تاريخي را روايت ميكند و حتي اگر هم بپذيريم كه داستان آن با تخيل آميخته شده است باز هم نوع نگاه و ديد ما نسبت به حد اقل تمدن و فرهنگ گذشته دو ملت كه ممكن است آشنايي زيادي هم با آنها نداشته باشيم هماني شود كه در فيلم نشان داده شده و يا در خوشبينانه ترين حالت از آن تاثير خواهد گرفت و بر روي نگاه ما اثر خواهد گذاشت.

در نگاه نقطه ای آنچه که از این فیلم مشاهده میشود این است که ایرانیان مردمانی بدوی و وحشی بوده اند که نه بویی از دموکراسی برده اند و نه حتی انسانیت در آنها وجود دارد در این نگاه فیلم آنچه را که به ما نشان میدهد این است که ایران کشوری است با فرهنگ بربریت که نباید اجازه داد به قدرت دست پیدا کند که قطعا از آن سوء استفاده خواهد کرد. اما در نگاه فرا حجمی باید دید که آیا وقایع روایت شده در فیلم بر اساس استنادات تاریخی است و یا اینکه یک روایت تحریف شده با مقاصد سیاسی را بدنبال دارد.

 نگاه فراحجمي و در رويكرد انتقادي نمي توان صرفا به اين بسنده كرد كه فيلم ۳۰۰ بصورت اتفاقي و در پي تراوشات ذهني مؤلف آن و بصورت داستاني و افسانه اي ساخته شده است. اين فيلم در سينماي هالييوود و در تمدن غربي ساخته شده كه همواره در تقابل با تمدن شرقي بوده و كشور امريكا كه همواره در دوره پس از انقلاب اسلامي در همه زمينه ها در برابر ايران قرار داشته است. اگر در اين فيلم يونان را مظهر تمدن غرب و ايرانيان را نيز مظهر تمدن شرقي در نظر بگيريم و اينكه اين فيلم در سينماي هالييوود و در كشور امريكا و در زماني ساخته شده كه ايران،به تكميل چرخه انرژي هسته اي نزديك ميشده و از طرفي آمريكا در باتلاق عراق و افغانستان گير كرده است. حزب الله لبنان، اسرائيل را شكست  داده و فلسطين همچنان مقاومت ميكند. از طرفي نفوذ اسلام انقلابي و امواج بيداري اسلامي در خاورميانه و ساير نقاط جهان گسترش مي يابد و غربي ها و بخصوص آمريكاييها آن را از چشم ايران و انقلاب اسلامي مي بينند.

اين فيلم تنها يك اثر سينمايي نيست بلكه نه تنها مقاصد سياسي و ايدئولوژيك غرب و امريكا را نمايش ميدهد بلكه هدف اصلي آن اين است كه ذهن مخاطبان جهاني را نسبت به ايرانيان كه هر روز قدرتمند تر ميشوند منفي نشان دهد و ايران را در برابر يك فشار مردمي و جهاني قرار دهد.

 


 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط محمد محسنی تنکابنی  | 

بررسي خبر روزنامه کیهان در مورد انرژی هسته ای

۱: در نگاه نقطه ای به این خبر که اروپا خواستار مذاکره با ایران شد و آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز صنعتی شدن غنی سازی اورانیوم در ایران را تایید کرده است شاید بنظر برسد که اکنون و در این برهه زمانی ایران توانسته است به یک پیروزی بزرگ دست یابد چنانکه نه تنها آژانس بین المللی انرژی اتمی آن را تایید کرده کشورهای اروپایی و مخالفان ایران در داستان دستیابی آن به غنی سازی اورانیوم دچار شوک و بهت شده اند و برای یافتن راه حل این مسئله در پی مذاکره با مقامات و مسئولان کشور ایران هستند، چرا که در تحلیل نقطه ای آنچه که از این حکایت برمی آید تایید پیروزی و پیشرفت ایران و غافلگیر شدن غربی ها است که عاجزانه بدنبال حل این مسئله بصورت دیپلماتیک و مذاکره هستند.

2: اما در نگاه خطی به این خبر میتوان گفت که ایران در این جریان توانسته است پس از ماهها مناقشه و دعوا بر سر مسئله انرژی هسته ای ایران با اعلام خبر صنعتی شدن غنی سازی اورانیوم دوباره موضع غربی ها و اروپایی ها را به مسئله مذاکره و حل مسئله بصورت دیپلماتیک تغییر دهد. در نگاه خطی به این جریان ارتباط ایران با کشورهای مذاکره کننده پیرامون مسئله هسته ای دوباره شدیدتر شده و طرف مذاکره را بیشتر به فعالیت و سرعت عمل برای حل این مناقشه ( در نظر آنها ) واداشته است. در نگاه خطی همچنین رسانه های خبری جهان را هم میتوان تحلیل کرد که عملا پیروزی ایران را در دستیابی به صنعتی شدن غنی سازی اورانیوم تایید کرده اند و پیروزی را در حال حاضر از آن ایران دانسته اند.

3: اما در نگاه سطحی ایران توانسته است یکبار دیگر یک گام به جلو بردارد و طرف های مذاکره را از موضع تحریم و قطع رابطه با ایران و حتی تصویب قطعنامه در شورای امنیت بر علیه ایران پایین بکشاند و نه تنها غنی سازی را متوقف نکند بلکه آن را صنعتی کرده و اعلام نماید که توانسته است غنی سازی اورانیوم را به تولید صنعتی برساند و علاوه بر اینکه سیاستمداران و رسانه های غربی در ابتدا این خبر را باطل و دروغ اعلام کرده بودند، با تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی به آنها اثبات کرده و حتی رسانه های غربی نیز پیروزی ایران را در این مسئله تایید کرده و به سیاستمداران خود گوشزد نمایند که راه دیگری را بغیر از تحریم و تصویب قطعنامه بر علیه ایران بکار بندند.

4:اما در نگاه حجمی به این خبر باید گفت اعلام این خبر و موفقیت ایران تنها بدلیل اعلام صنعتی شدن غنی سازی اورانیوم نبوده است شاید لازم باشد در نگاه حجمی به سابقه جریان دستیابی ایران به انرژی هسته ای توجه شود و اهمیت سیاست های اتخاذ شده از سوی جمهوری اسلامی باعث شده است که امروز نه تنها طرف های مذاکره با ایران و کشورهای غربی که تا دیروز صحبت از تحریم و تصویب قطعنامه در شورای امنیت بر علیه ایران بودند حال بدنبال مذاکره و آغز دوباره گفتگوهای دیپلماتیک با جمهوری اسلامی هستند. باید دید آیا زمانی که دقیقا یکسال گذشته ایران خبر دستیابی به چرخه کامل سوخت هسته ای را اعلام کرده بود تا به امروز که خبر صنعتی شدن آن را اعلام کرده است بواقع به اندازه یکسال زمان نیاز بوده است تا به این مرحله برسد و آیا دقیقا یکسال تلاش بی وقفه منجر شده بود به اعلام این خبر و یا اینکه تمام این پروسه از روی برنامه ریزی و حساب و کتاب بوده است که کی و در چه موقع این خبر اعلام شود که بیشترین کارامدی را داشته باشد و بتواند بیشترین تاثیر را در فضای دیپلماسی جهانی از خود برجای گذارد که در نتیجه بتوان بیشترین استفاده را از آن برد. و شاید همین عوامل بوده است که امروز با اعلام این خبر طعم پیروزی چشیده میشود و رسانه های غربی که همواره پیشگام و جلوتر از دولتهایشان مواضع رادیکال تری بر علیه ایران داشته اند امروز به این نقطه رسیده اند که برنده این بازی ایران بوده است و تمام سیاست های اتخاذ شده از سوی آنان بر علیه ایران تاثیری نداشته است.

5: اما در نگاه فرا حجمی علاوه بر ذکر تمام نکات بالا باید گفت این جریان را نباید مختوم به همین مرحله دانست. هرجند ایران توانسته است در حال حاضر با اتخاذ سیاست های چند سال اخیر به مرحله کنونی برسد از این به بعد و حفظ موقعیت فعلی نیز بسیار مهم و حساس تر از گذشته است. جمهوری اسلامی در حالی به این پیروزی فعلی رسیده است که با تخاذ نه تنها سیاست های خارجی مناسب بلکه اگر کمتر از آن هم نباشد حداقل به همان اندازه با در نظر گرفتن سیاست های داخلی قابل قبول در اقناع مردم و همگام و هماهنگ ساختن آنان در پشتیبانی از این جریان و سیاست نظام توانسته است کشورهای غربی و طرف مذاکره را پس از چند سال که به تحریم و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت رسیده بودند دوباره به سر جای اولیه خود برگرداند که خواهان مذاکره با ایران شوند و از همه مهمتر تاثیر این سیاست بر فضای رسانه ای جهان است که شاید همواره از مهمترین عوامل تاثیرگذار و برخی اوقات هدایت کننده این جریان بوده اند، باسد که آنها را که مواضع تندتر از سیاستمداران بر علیه ایران داشته اند و سخنان جمهوری اسلامی را هم دروغ پردازی می خوانند، پیروزی ایران را در این داستان اعلام نمایند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط محمد محسنی تنکابنی  | 

اینسو و آنسوی نظامیان انگلیسی

شكايت تفنگدار انگلیسی: ایرانی ها به ما لباس هاي كهنه و ارزان قيمت هديه دادند
بچلور ادامه داد هدایای آنها توهین آمیز بود. لباس های اهدایی مناسب اندازه من نبود، ضمن اینکه ارزان قیمت و کهنه بودند و من می توانستم بهتر از آنها را از یک بازار محلی بخرم.

جوانترین تفنگدار انگلیسی دستگیر شده در آبهای ایران طی اظهارات جالبی مدعی شد، نیروهای ایرانی iPod او را ضبط کرده اند.

به گزارش "الف"، آرتور بچلور 20 ساله که با دیلی میرور مصاحبه می کرد اظهار داشت، ایران دستگاه پخش موسیقی وی را ضبط کرده و در عوض به وی لباس های کهنه و مندرس داده است.

این تفنگدار انگلیسی با ذکر این نکته که دستگاه iPod وی یک هدیه بوده است، دلگیری شدید خود را از این بابت ابراز کرد. بچلور ادامه داد هدایای آنها توهین آمیز بود. لباس های اهدایی مناسب اندازه من نبود، ضمن اینکه ارزان قیمت و کهنه بودند و من می توانستم بهتر از آنها را از یک بازار محلی بخرم.

این تفنگدار متجاوز انگلیسی همچنین اظهار داشت، CD ها و DVD هایی که آنها به عنوان هدیه به من دادند کار نمی کند، ضمن اینکه من دلیل اهدای کتابهای اخلاقی و مذهبی آنها را که عناوینی همچون "جوانان و اخلاق"، "خداشناسی"، "وحی" و ... را داشت نمی فهمم.
 
اضافه می شود، قبلا مطبوعات انگلستان فاش کرده بودند، این نظامی انگلیسی از مشکل شباهت صورت به بچه ها - Having a baby face - رنج می برد.

todaylink.ir

تصوير نظامي انگليسي در حال تماشاي فوتبالو در حال خنديدن

ماجرای دستگیری و سپس آزادی نظامیان انگلیسی در ابهای ایران جدای از تمام حساسیت ها و بحث های روز دیلماتیک از جهات دیگر نیز قابل بررسی و تحلیل می باشد.

نظامیان دستگیر شده انگلیسی از ابتدای اسارتشان در جمهوری اسلامی با پوشش کامل رسانه ها و ارائه تصاویرمربوط به نحوه نگهداری آنان در ایران همراه بوده اند.

 

آنچه که از نمایش تصاویر تلویزیونی و سپس کم کم صحبتها و اعترافات خود نظامیان دستگیر شده برمی آمد نشان از این داشن که انان علاوه بر برخورداری از صحت و سلامت کامل به بهترین شکل از آنها پذیرایی و مهمان نوازی شده است بطوری که صدای خیلی از رسانه ها و مردم درآمده که چرا نحوه نگهداری از اسرای متجاوز به سرزمینان بیشتر شبیه به نگهداری و پذیرایی از توریستها و مهمانان دیپلماتیک بوده است تا نگهداری از اسیر.

تصوير نظاميان انگليسي درحال بازي پينگ پنگ

سیاست دیپلماتیک جمهوری اسلامی در قبال برخورد با این جریان و نحوه پوشش رسانه ای آن و بازتاب آن در رسانه های جهان و فضای سیاسی بین الملل و همچنین آزاد سازی زود هنگام این نظامیان دستگیر شده به گونه ای بوده است که همگان بر پیروزی ایران در این جریان به اجماع رسیده اند و بازتاب آن در فضای سیاسی و رسانه ای بین الملی نیز گواه این مدعاست.

اما نکته قابل توجه دراین بین است که هرچند قابل پیش بینی بوده است که سربازان انگلیسی اسیر شده در ایران پس از آزادی و بازگشت بهکشورشان صحبت ها و اظهار نظرهایی برخلاف آنچه را که در ایران بیان کرده اند خواهند گفت، این پیش دستی ایران در آزادی زود هنگام به همراه نگهداری با لطافت از آنان به همراه پوشش رسانه ای ماجرا اقدام انان را کاملا خنثی کرده و محو نمود و تنها راه چاره و دستاویزی که ممکن بود به ان متوسل شوند و به ایرانیان خرده بگیرند همین مطالبی بود که در بالا ذکر شده و جوانرین سرباز انگلیسی بیان کرده است که بسیار هم ساده لوحانه و بچه گاه است و بیشتر موجب خنده و تمسخر مخاطبان میشود تا باور آنان همانطور که حتی خود رسانه های غربی هم این ادعای سربازان آزاد شده را باور نکرده اند. تصوير نظاميان انگليسي در حال بازي و استراحت

بعنوان مثال شبكه تلويزيوني سي.ان.ان  با پخش تصاوير زندگي نظاميان در مدت بازداشت آنها در ايران، اين تصاوير را بكلي مغاير ادعاهاي نظاميان انگليسي بعد از بازگشت به كشورشان توصيف كرد كه از بد رفتاري با خود در ايران سخن گفته‌اند.

سي.ان.ان در گزارش خود افزود: تصاوير پخش شده نظاميان در ايران مبين زندگي راحت توام با آسايش آنها است در حالي كه در لندن عكس اين مساله نشان داده شد.

شبكه خبري يورو نيوز اروپا نيز كه‌ به چند زبان در اين قاره پخش مي‌شود، با پخش تصاويري از زندگي اين نظاميان در ايران محتواي اين تصاوير را مغاير ادعاهاي نظاميان انگليسي توصيف كرد و گفت وضعيت نگاهداري اين نظاميان در ايران به هيچ عنوان با سخنان آنها در انگليس تطبيق ندارد و نمي‌توان از تصاوير پخش شده، اعمال فشار بر نظاميان استخراج و درك كرد

اما جریان به حدی در نزد مردم جالب و مزحک آمده است که در کنار شادی و باور پیروزی ایران در این بازی جدید به این مسائل حاشیه ای توه کرده و از آن بعنوان موضوع تفریح و سرگرمی خود استفاده میکنند و مطالب بسیار زیادی در همین مورد ازجمله نحوه پذیرایی از آنان ، لباسها و هدایای اهدایی ؛ نحوه اقامت و چگونگی آزادی آنان منتشر شده است و همچنین ارسال اس ام اس های طنز پیرامون این موارد هم گوه بر این مدعاست.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 2 بعد از ظهر  توسط محمد محسنی تنکابنی  | 

سايت خدمات ويدئويي “يوتيوب” درآمد خود را با كاربرانش تقسيم مي‌كند

يكي از موسسان سايت مشهور خدمات ويدئويي “يوتيوب”(‪(www.youtube.com‬ اعلام كرد اين سايت در آينده نزديك قسمتي از درآمد خود را با ميليون‌ها كاربرش در سرتاسر جهان تقسيم خواهد كرد.

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، “چاد هرلي” روز يك‌شنبه اعلام كرد هم‌اكنون “يوتيوب” به ميزاني رشد كرده است كه مي‌تواند از كاربراني كه با اين سايت همكاري مي‌كنند و تصاوير ويدئويي توليدي خود را براي استفاده سايرين در اختيار “يوتيوب” قرار مي‌دهند، حمايت مالي كند.

“يوتيوب” درحال حاضر مشهورترين وب سايت ارايه‌دهنده خدمات ويديويي در اينترنت است كه برنامه‌هاي چندين شبكه تلويزيوني، كليپ‌هاي موسيقي، فيلم و كليپ‌هاي آماتوري كوتاه را كه افراد عادي و با دوربين‌هاي غيرحرفه‌اي ضبط كرده‌اند، ارايه مي‌دهد.

بازديد از تمامي كليپهاي ويديويي آماتوري ارائه شده در وب سايت “يوتيوب” براي عموم بازديدكنندگان رايگان است. اين سايت در فوريه سال ‪۲۰۰۵‬توسط سه تن از كارمندان قديم شركت “يي‌بي”(‪ (eBay‬راه‌اندازي شد و هم‌اكنون كاربران اينترنت به طور ميانگين روزانه بيش از يكصد ميليون كليپ ويديويي را در “يوتيوب” تماشا مي‌كنند و اين سايت در ماه به طور ميانگين ‪۷۰‬ميليون بازديدكننده مجزا دارد.

شركت “گوگل” در ماه نوامبر گذشته وب سايت “يوتيوب” را به قيمت ‪۱/۶۵‬ ميليارد دلار از موسسان آن خريداري كرد اما خريداري شدن “يوتيوب” توسط “گوگل” تغييري در عملكرد اين سايت ايجاد نكرده‌است و “يوتيوب” همچنان به فعاليت خود ادامه مي‌دهد.

هم‌اكنون يكي از مديران ارشد اين سايت اعلام كرده‌است “يوتيوب” در آينده به كاربراني كه ويدئوهاي توليدي خود را در اختيار اين سايت قرار مي‌دهند، مبلغي به عنوان پاداش پرداخت خواهد كرد.

“هارلي” با اعلام اين مطلب از عنوان چگونگي پرداخت پاداش و همچنين ميزان اين پاداش خودداري كرد اما زمان آغاز پرداخت پاداش به كاربران “يوتيوب” را چند ماه آينده ذكر كرد.

فضای مجازی را یک فضای تعاملی با مخاطبان می نامند که در آن کاربران علاوه بر اینکه از امکانات و خدمات آن استفاده می کنند میتوانند با تعامل و برقراری ارتباط با آن تنها یک کاربر منفعل نباشند.

سایت یوتیوب زمانی که علاوه بر ارائه کلیپ های ویدیویی جالب و جذاب برای مخاطبان از آنها خواست تا تصاویر مورد علاقه و قابل توجه خود را هم برای این سایت ازسال کنند تا آنها را هم در اختیار کاربران قرار دهد گام بسیار مهمی را در جهت هر چه بیشتر تعاملی کردن این فضا برداشت٬ اما زمانی که این سایت اعلام کرد که قصد دارد تا درآمد خود را نیز با کاربرانش که تصاویر ویدیویی و کلیپ های خود را برای آن ارسال میکنند تقسیم کند٬ هرچه واقعی تر و تعاملی تر شدن فضای مجازی در برابر فضای واقعی را نشان می دهد.

به نظر می رسد از این پس دیگر سایت های پر مخاطب و پر درآمد هم برای جذب مخاطبان بیشتر و رقابت با رقیبان حود مجبور باشند از چنین روشهایی استفاده کنند   

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط محمد محسنی تنکابنی  | 

اخراجيها جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران را برد

تهران- خبرگزاري كار ايران
مراسم اختتاميه بخش مسابقه سينماي ايران (سوداي سيمرغ( بيست و پنجمين جشنواره بين‌‏المللي فيلم فجر با حضور "محمد حسين صفار هرندي" وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ،" محمد رضا جعفري جلوه" معاون امور سينمايي ، "عليرضا رضا داد" دبير اين جشنواره و جمعي از هنرمندان يكشنبه شب در تالار وحدت برگزار شد.
"مسعود ده نمكي" كارگردان فيلم "اخراجي ها" از دريافت سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه تماشاگران امتناع كرد.
تاريخ:22/11/1385

.........................................................

 مسعود ده نمکي روزنامه نگار پر سر و صداي سالهاي گذشته و از تنرو ترين افراد جريان موسوم به انصار حزب الله با ساخت اولين فيلم بلند سينمايي خود با نام اخراجيها توانست پر مخاطب ترين و بهترين فيلم از نگاه تماشاگران جشنواره بين المللي فيلم فجر باشد.

هر چند که به رغم اذعان بسياري از هنرمندان و منتقدان سينما اين اثر او يک اثر بسيار قوي و منسجمي از آب درآمده بود ولي داوران و مسئولان جشنواره از اهداي جايزه به آن و حتي کانديدا شدن آن براي دريافت جايزه امتناع کردند.

به نظر من اين کار مسئولان برگزاري و دست اندرکاران سينما اين مفهوم را داشته است که براي آنها بسيار گران است که شخصي با چنين پيشينه و سابقه فعاليتي در جشنواره اي و از دست کساني جايزه بگيرد و گوي سبقت را از کساني بربايد که با سابقه درخشان هنري و سينمايي خود و سالها دتلاش در عرصه هنر به اين مقام رسيده اند.

شايد به نظر آنها انتخاب و تجليل از ده نمکي زير سوال بردن تمام دغدغه و افتخار هنرمندان با تجربه است که تمام افتخارشان سالها خاک صحنه خوردن و در تئاتر کار کردن بوده است. شايد به نظر آنها اگر شخصي با چنين سابقه اي به يکباره در اولين اثر سينمايي خود به موفقيت در بزرگترين جشنواره سينمايي کشور برسد، سالها تلاش و تمرين و خاک صحنه خوردن و زانو زدن در پيش اساتيد فن از بين خواهد و راه براي هر تازه واردي که يک شبه ره صد ساله را بپيمايد باز خواهد شد .

اما مهمترين نکته اي که ميتوان از اين داستان برداشت کرد اين است که سينما هنر حديث نفس است سينما جداي از تمام رنگ و لعاب ها و اصول و فنون فني که دارد آئينه اي است که هرچه هنرمند صيقلي تر باشد روشن تر و شفاف تر ميتواند شرايط اجتماع و حتي حوادث تاريخي را بنماياند.

اصول فني سينما با مشاوره و همکاري برخي از اينکاره هاي سينما رفع خواهد شد اما جوهره اصلي فيلم که با مخاطب ارتباط برقرار ميکند و فيلم را ماندگار ميسازد در هيچ کلاس درس و اموزشي به هنرمند آموخته نمي شود  و به همين خاطر است که هر گاه فيلمي از وجود هنرمند برخيزد در ذهن مخاطب ماندگار ميشود و هرگاه که هنرمند به روزمرگي بيافتد و براي گذران زندگي فيلم بسازد چيزي جز ابتذال نخواهد بود. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد محسنی تنکابنی  | 

فلسفه رسانه

فلسفه رسانه را همانطور كه ميتوان هم فلسفه دانست و هم رسانه ميشود آن را نه فلسفه خواند و نه رسانه. اما فلسفه رسانه فقط فلسفه رسانه است.

فلسفه نيست چرا كه تنها بدنبال چرايي رسانه نيست و رسانه نيست چرا كه تنها نگاه ساختاري و حتي كاركردي رسانه اي ندارد. بلكه فقط فلسفه رسانه است آن هم به كليشه اي ترين معنا ( و در عين حال تازه و نو ) يعني نگاه به رسانه از زاويه اي بازتر و گسترده تر.

بعبارت ديگر ميتوان گفت كه :

در فلسفه رسانه بايد با دوربيني عكاسي كرد كه با لنز وايد و با بالاترين كيفيت عكسي را در اختيار ما قرار دهد كه به راحتي بتوان با بزرگنمايي آن به جزئي ترين و ريزترين مسائل توجه كرد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط محمد محسنی تنکابنی  |